اخبار اخبار

10:27
29 مرداد 1399

«پر از مهر خوبان»؛ وصفی از مدایح و مصایب پیامبران الهی

کتاب «پر از مهر خوبان» در دو بخش مدایح المعصومین و مصایب المعصومین، نوشته محمد سامانی منتشر شده است.

به گزارش پایگاه خبری سوره مهر، ماه محرم و وقایع رخ داده در آن سرآغازی برای بیداری و آگاهی جهانیان است. ماه محرم اگر توفیق بزرگی برای اقامه عزای حسینی است، فرصت بسیار بزرگ‌تری را برای تأمل و اندیشه در اهداف قیام حسینی با خود به‌ همراه دارد. تاکنون هزاران جلد کتاب پیرامون حماسه حسینی به رشته تحریر درآمده که هرکدام از زاویه‌ای به این واقعه بزرگ پرداخته‌اند.

کتاب «پر از مهر خوبان» نوشته محمد سامانی در دو بخش مدایح المعصومین و مصایب المعصومین تنظیم شده است. سامانی در مدایح و مصایبی که برای معصومین علیهم‌السلام سروده، سعی در نقل مصایب تاریخی، اخلاقی، عقیدتی و اهداف عالیه آن حضرات داشته و گاه در مقام دفاع یا رد بعضی نیت‌های ناروا که از طرف برخی ادیان به پیغمبران الهی داده شده، برآمده است.

در مقدمه این کتاب آمده است:

مرحوم محمد سامانی در سال ۱۲۷۸ شمسی در خانواده‌ای متدین چشم به‌ جهان گشود. پدرش مرحوم درویش کریم، مردی متقی و پرهیزکار و مورد اعتماد مردم بود و به عنوان فردی مصلح شهرت داشت. مرحوم سامانی تحت تأثیر منش خانواده، باتقوا و پرهیزکار تربیت یافت. او سرودن شعر را با مدح و رثای معصومین(ع) آغاز کرد. از آنجا که با قواعد شعر و عروض آشنا و اشعارش از انسجام برخوردار بود، به انجمن ادب و قلم خرم‌آباد دعوت و عضو فعال آن انجمن شد. جلسات انجمن هفته‌ای یک‌بار تشکیل و با تفأل از دیوان خواجه شیراز، شعری انتخاب می‌شد تا اعضا با استقبال از بحر و وزن قافیه آن شعری سروده و در جلسات بعدی ارائه کنند؛ به همین سبب تعدادی از اشعار ایشان متأثر از این روند است. این توضیح برای آگاهی آن خوانندگان کنجکاو و محترم داده شد تا از علت استقبال بعضی اشعار ایشان از حافظ آگاهی یابند. مرحوم از عروض و صنایع مستظرفه شعر آگاه بود و در آثار خود از این صنایع بسیار استفاده می‌کرد که خوانندگان آگاه در خلال مطالعه به آن برخورد خواهند کرد. او در مدایح و مصایبی که برای معصومین(ع) سروده، سعی در نقل مطالب تاریخی، اخلاقی، عقیدتی و اهداف عالیه آن حضرات داشته و گاه در مقام دفاع و رد بعضی نسبت‌های ناروایی برآمده که از طرف ادیان دیگر به پیامبران الهی داده شده، نظیر نسبت زنا به حضرت داود(ع) یا نسبت معجزه خلق شراب از آب به حضرت عیسی(ع):

دگر ره نگویند قوم یهود/ که داود وقتی زناکار بود

بشد باعث قتل اوریا حگی/ که با همسرش داشت دلبستگی

بنابراین مطالعه آثار ایشان اطلاعات مفیدی در اختیار خواننده کنجکاو قرار می‌دهد و او را وادار به مطالعه و تحقیق می‌کند.

مرحوم سامانی، قاری و مدرس قرآن بود و بدون هیچ وقفه‌ای در روز، چند جزء از قرآن را تلاوت می‌کرد. او جلسات تدریس و قرائت قرآن را به طور منظم دایر و اداره می‌کرد و در حفظ و قرائت قرآن شاگردان بسیاری پرورش داد که اکنون اغلب آن‌ها در زمره اساتیدند. او در سن ۸۵ سالگی در سال ۱۳۶۱ دار فانی را وداع و دعوت حق را لبیک گفت.

برخی از اشعار او را مناسب با ایام محرم در ادامه می‌خوانیم:

نوحه در مصیبت شب یازدهم عاشورا

ساربان! ای از خدا و از قیامت بی‌خبر!

می‌زنی از قطع دست من، به دین حق شرر!

ساربان! امشب در این صحرا تن عریان من

بر زمین افتاده بی‌غسل و کفن، بی‌دست و سر!

ساربان! این پیکر مجروح چاک از تیغ من

هست محتاج کفن، بی‌قطع اعضای دگر

ساربان! زینب اگر بیند جدا دست از تنم

گو! چه سان ماند جهانش تا ابد اندر نظر؟

ساربان! این دست و این سرپنجه مشکل‌گشا

جز یدالله نیست فوقش در جهان، دست دگر

ساربان! هنگام دفنم چون ببیند عابدم

جوید انگشت مرا گو! از کدامین رهگذر؟

ساربان این دست و این انگشتر از پیغمبر است

کرده یزدانش مصون، از هر بلا و هر خطر

ساربان! این دست و این بازو و این انگشت من

بوسه‌گاه احمد است و حرز ابنای بشر

ساربان! این دست را پیغمبر از لطف و کرم

می‌فکندش روی گردن، می‌نهادش بر بصر

ساربان! از این مصیبت همچو «سامانی» شود

اهل عالم جمله غمبار و حزین و نوحه‌گر

*****

در شهادت حضرت ابی عبدالله‌الحسین(ع)

ای سر که بر سر نی هستی برابر من!

آیا تو ای عزیزم، هستی برادر من!؟

بالا شدی تو بر نی، چون آفتاب محشر

آتش فکنده تابت، بر جان و پیکر من

آن نیزه‌ای که نوکش، جا کرده در گلویت

جا کردی ار به چشمم، می‌بود خوش‌تر من

یا خنجری که ببرید از کینه حنجرت را

راضی بدم ببرد والله! کاین‌سان تو را نبینم

یا دور باد، از تن! مانند تو سر من

تا منخسف بدیدم از خون، مه جمالت

شد تیر روزگاران، بر دیده تر من

جانم فدای جانت! هرگز گمان نکردم

باشد به نی سر تو، این گونه در بر من

گیری مکان به هر نی، گردی روان به هر سو

چون سایه‌ات بیفتند بر خاک پیکر من

دنبال تو بیایم هر سو به جان اکبر!

گردد اگر مغیلان بالین و بستر من

تا اینکه بر سر نی گویی به اهل عالم:

بینید، ظلم بر من! سختی به خواهر من

وانگاه، از حقیقت، «سامانی»ام بگوید:

ای بانوی دو عالم! دخت پیمبر من!

ای کاش! بودم آنجا، تا مثل یاورانت

عازم شدی به هر سو، از نوک نی سر من

کلید واژه ها:
سوره مهر

متن خبر
ارسال به دوستان

ارسال به دوستان

نظرات نظرات
0 نظر ثبت شده
اولین نظر را شما ارسال کنید.
نظرات ارسال نظر
بستن
نام و نام خانوادگی  * حداقل 3 کاراکتر وارد نمایید.
پست الکترونیکی پست الکترونیکی وارد شده صحیح نیست.
وب سایت URL وارد شده صحیح نیست.
متن نظر  * متن نظر خالی است.

بستن